حسن الأمين ( مترجم : مهدى زنديه )
40
الإسماعيليون والمغول ونصير الدين الطوسي ( اسماعيليون و مغول و خواجه نصير الدين طوسى ) ( فارسى )
48 - مدخل الى علم النجوم : مجموعهاى است منظوم به زبان فارسى در علم نجوم . 49 - اختيارات مسير القمر : اين كتاب نيز منظومهاى است به زبان فارسى كه بر وزن بحر رمل ، مثمن ، محذوف يا مقصور و دربارهء اختيارات حركت قمر و احوال آن سروده شده است . 50 - رسالة فى التقويم و حركات الافلاك : نسخهاى از اين كتاب در كتابخانهء آستان قدس رضوى در مشهد ( ايران ) موجود است . 51 - البارغ فى علوم التقويم . 52 - تحصيل در علم نجوم : نسخهء اين كتاب در كتابخانهء آكسفورد موجود
--> دربارهء اين رصدخانه چنين مىگويد : « خواجه نصير الدين طوسى در سال 657 ه جمعى از دانشمندان آن عصر را گرد آورد تا در ساختن رصدخانهء مراغه كمك كنند و خود مستقيما دست به كار ساختن اين رصدخانه شد و تا تاريخ فوتش در تكميل آن كوشيد و زيج مستنبط اين رصدخانه را زيج ايلخانى ناميد و در كتابى به همين نام منتشر ساخت كه حاوى جداول و نكات حسابى تازه بود كه در زيجات متقدمان نبود . به اين جهت اين زيج مورد اعتماد دانشمندان فلكى اروپا در عصر نهضت رنسانس قرار گرفت » . زيج معرب زيك [ به كاف ] فارسى است ؛ و آن عبارت است از جدولى كه قدما آن را براى رصد ستارگان و تعيين حركات آنها به كار مىبردهاند . زبيدى [ مؤلف تاج العروس ] از شفاء و خفاجى ( مؤلف شفاء ) از مؤلف مفاتيح العلوم نقل كرده است كه : زايجه در اصطلاح علم نجوم ، به شكلى مربعى يا دايرهاى گويند كه براى شناختن اوضاع فلكى به كار مىرود كه از آن حكم زمان تولد اشخاص را استخراج مىكنند . زبيدى نيز در تاج العروس مىگويد : زيج نام ريسمان بنّايان ( بنّا بر وزن شداد ) يعنى همان شاغول است . در مفاتيح العلوم آمده است : زيج كتابى است كه مسير حركتهاى سيارات را سال به سال حساب مىكند . معادل فارسى اين كلمه ، زه به معناى چلهء كمان است كه تعريب شده و به صورت زيج در آمده و جمع آن زيجه است ، بر وزن قرده . زبيدى در شرح كتاب قاموس فيروز آبادى زيج را مثال واوى گرفته و در مادهء « زوج » آورده است . ولى اين صحيح نيست . زيج مثال يايى است و بايد در قسمت « ز ى ج » آورده شود . زيرا اين كلمه معرب است و حمل آن بر ظاهر حروف مناسبتر است . اصمعى در آخر كلامش گفته است : بالأخره نفهميدم كه آيا زيج يك لفظ عربى است يا معرّب .